![]() |
![]() |
|
| آن شب که باران آمد...من پر بودم از خواهش پرنده ها... |
|
انتظارت نیامدنی می شد مرا
چیزی ندانسته در من هورا می کشید باز نم نمکی شعر قلم مرا سوت می کشید از تو بی مرور خیس بودنت همان که گفتی هیچ می سرایم .............................. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم آبان 1388ساعت 14:9 توسط آسمان |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خطاط سه گونه خط نوشتی..
یکی را او خواندی , لاغیر یکی را خود هم او خواندی,هم غیر یکی نه او خواندی,نه غیر او آن خط سوم منم... |
| پیوندهای روزانه |
|
انجمن روانشناسی ایران حسین پناهی نظام روانشناسی ایران آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|